محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

14

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

بدن آن را دائم در حركت و تقلب فعل و انفعال و كسر و انكسار مىدارد و صورت اصليه و صورت آن را برقرار نمىدارد لهذا نمىتوانند تاثير نمود خصوصا كه پخته شده باشند در خارج از حرارت ناريه با آب و از رطوبت بورقيهء جاليه و حرارت آنها چيزى بتحليل رفته باشد و ديكر آنكه چون اكثر آنست كه سطح معده مملو و آغشته ببلاغم و رطوبات مىباشد و آنها حائل و مانع مىآيند از تاثير آنها و نيز آنها ممزوج و مخلوط بان بلاغم و رطوبات كشته و حرارت بدنيه در آنها تاثير نموده كسر حدت آنها مىشود و لهذا تاثير نمىتوانند نمود و اكر محرور المزاج يابس كه در معدهء او فضلات و رطوبات نباشد بخورد خصوصا خام آنها را البته باعث سحج و تقرح مىكردد و همچنين هر دوا و غذاى حار حاد كه در بلدان باردهء رطبه صاحبان امزحهء باردهء رطبهء بلغميه تناول مىنمايند بدان جهت موافق است بامزجهء ايشان و ادويه و اغذيهء باردهء رطبهء كه در بلدان حارهء حاده صاحبان امزجهء حارهء حادهء دمويه و صفراويه تناول مىنمايند و از ان منتفع مىكردند البته مخالف و مضر است مقابل ايشان را و بسيارى از ادويه است كه تناول آنها تبريد بسيار مىنمايد و تضميد آنها تسخين و تحليل مانند كشنيز و آرد جو خصوصا مخلوط باهم جهت آنكه جرم آن هر دو مركب است از جوهر ارضي مائي شديد التبريد و از جوهر لطيف محلل كه بعد ورود در معده و تصرف حرارت غريزى در ان آن جزو لطيف محال بتحليل مىرود و باقي مىماند جوهر مائي شديد التبريد بخلاف در خارج و لهذا بتحليل مىبرند اورام عطبهء بارده را مانند خنازير و اورام حاره را نيز و يا آنكه ضعف و رخاوت آن ادويه به اين مرتبه نباشد مانند شبت و امثال آنكه از غسل و طبع اجزاى لطيفهء آنها از كثيفه جدا نمىكردند و تحليل نمىيابند و بعضي از ادويه مىباشند كه صاحب دو جوهر مختلف و اجزاى متضادة الكيفيات‌اند از غير تركيب تام مستحكم و بعضى از انها ظاهر و محسوس‌اند مانند اترج كه تخم و قشر زرد آن كرم است و حموضت و لب آن سرد و يا خفىاند مانند بزرقطونا كه قشر رقيق بالاى آن و تخم آن كرم است و لبّ آن سرد پس اكر درست بياشامند بسبب لب لعابي بارد خود تبريد مىكند و قشر و تخم آن تحليل نمىيابند كه اثرى از ان ظاهر گردد چون بكوبند و بياشامند ملصق بسطوح اعضاى باطنى كشته متقرح مىكرداند و لهذا در خارج چون كوبيدهء آن را بطريق ضماد بر اورام و دماميل بكذارند باعث تحليل و نضج و انفجار آنها مىكردد و ناكوبيدهء درست آن باعث انفجاج و خامي و اللّه اعلم * و اما مركبات صناعى * مانند ترياق فاروق و مثروديطوس و سائر معاجين كبار و جوارشات و حبوب و اكثر ادويهء فادزهريه و ترياقيه و غيرها مانند حجر التيس و جدوار و جنطيانا و زراوند و شقاقل و امثال اينها از قبيل ثاني غير تام‌التركيب‌اند كه بعد ورود در بدن و تصرف طبيعت در انها اجزاى آنها از هم جدا كشته از هريك اثرى و فعلي و كيفيتي و خاصيتي علىحده ظاهر مىكردد چنانچه در مركب القوى و ذو الخاصية ايمائي بدان كرده شد و بيان هريك بالاجمال در اماكن خود و در فادزهر و جدوار و چوب چيني و موميائي و غيرها ان شاء اللّه تعالى خواهد آمد و بتفصيل در كتب قوم مسطور است و اللّه اعلم * فصل چهارم * در بيان طرق معرفت امزجهء ادويه و اغذيه بتجربه و قياس بدانكه دانستن امزجه ادويه و اغذيه يا بتجربه است و يا بقياس و در تجربه چند شرط مرعي بايد داشت تا اعتماد بران تواند نمود [ أما طريق معرفت امزجهء ادويه و اغذيه بتجربه ] * اول * آنكه بايد كه آن دوا خالى باشد از كيفيات مكتسبهء خارجيه مثلا آب ما دام كه كرم باشد احداث حرارت مىنمايد و چون حرارت عارضي آن زائل شود بمزاج اصلي خود كه برودت است برميكردد و احداث برودت مىكند و همچنين هوا و سائر اشياى بسيطهء مفرده و مركبه * دوم * آنكه بايد كه تجربه را بر اشخاص معتدل المزاج جوان با حس و ادراك صحيح و با تمامى شتى ار قلت مقدار و كثرت آن و در